خرید بک لینک
چشم بر نمی داشتاز لبخندی که محو شدنی نبودو نیایش دسته جمعی را غرق کرده بود در آسمانی ترین نگاههمه محو ستایش بودند و او غرق رویاکه خورشید را تا ابد پنهان کند در بازوانش چونلیز خوردن آرزو از سر انگشت خیالدر توقف زماندر این آفتاب ابدی ترس معنایی نداشتتا چه زمانی این رویا دیر می پایید ؟تا پنهان شدن در پشت تپه خاکستری غروب؟نه این درخشش را پایانی نبودو حسرتدورترین منزلگاه بود ...از رمان جاده اثری از کورمک مک کارتیبازآفرینی : امین ظهورتبار + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۰ ساعت 10:59 توسط امین ظهورتبار  | 

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:49

و در اين كتاب از مريم ياد كن آنگاه كه از كسان خود در مكانى شرقى به كنارى شتافتو در برابر آنان پرده اى بر خود گرفت پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل] بشرى خوش اندام بر او نمايان شد [مريم] گفت اگر پرهيزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى برمگفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده ام گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود (۲۱)پس [مريم] به او [=عيسى] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده اى پناه جستتا درد زايمان او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش شده بودم (۲۳)پس از زير [پاى] او [فرشته] وى را ندا داد كه غم مدار پروردگارت زير [پاى] تو چشمه آبى پديد آورده است (۲۴)و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى ريزدو بخور و بنوش و ديده روشن دار پس اگر كسى از آدميان را ديدى بگوى من براى [خداى] رحمان روزه نذر كرده ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت (۲۶)پس [مريم] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مريم به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده اى (۲۷)اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود (۲۸)[مريم] به سوى [عيسى] اشاره كرد گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است سخن بگوييم (۲۹)[كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است (۳۰)و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش كرده است (۳۱)و مرا نسبت به

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:49

1) گاهی باید از زندگی لذت برد و سختی های مسیر سبب نشه از این لذت غافل باشیم. بعد حسرت می کشیم که ای دل غافل چه چیزهایی رو از دست دادیم.2) فردی که در کار بهش مسئولیت رو واگذار می کنن و اون رو مطابق با انتظار انجام میده بهش میگن فردی که کار رو درست انجام میده، فرد کار درست. اما فرد درستکار کیه؟ فردی که وجدان، حقیقت و اخلاق رو در کار در نظر می گیره حتی اگه در تضاد با مسئولیت یا وظیفه اش باشه. اگر این رفتار مسئولیت پذیرانه نه تنها ستایش که تحمل نشد نباید بابتش افسوس خورد. باید از اون حیطه کند و در محیط فعالیت کرد که قدردان تر باشند و فرد خوشحال تر.3) به جز این فرد از نظر روحی ممکنه کرونا باشه و دیگه طعم و بو و لذت زندگی رو درک نکنه و این زمانی که فرد مرگ رو تجربه می کنه مرگی قبل از مردن! + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی ۱۴۰۰ ساعت 8:46 توسط امین ظهورتبار  | 

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:49

صفحه بندی